ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

117

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

كوچك است كه فقط نوك پا در آن جاى مىگيرد و از قسمت كف پا به زحمت تا نصف پاشنه مىرسد . پس در نتيجه زنان فقط با نوك پا مىتوانند حركت كنند ، اما اين مطلب مزاحم حركت و راه رفتن آنها نمىشود . روىهم‌رفته لباس كوى و برزن خانمهاى ايرانى هيچ لطف و گيرائى ندارد زيرا اين لباسها بدن را مثل گونى در خود مىپوشاند و در نتيجه هيچ از شكل و طرز حركت و رفتار زنان به چشم نمىآيد و حتى سن آنها را نمىشود تشخيص داد - و چه مزاحم است چنين لباسى زيرا اجازهء تنفس به بدن نمىدهد ، اما همين لباس دو حسن هم دارد كه در مشرق‌زمين بسيار مورد توجه است ، يكى آنكه صورت زن را از نگاه نامحرم مىپوشاند و ديگر آنكه به پوشندهء آن امكان مىدهد كه به صورت ناشناخته و پنهانى به گردشهائى برود و از نقاطى ديدن كند كه در غير اين صورت و با روى باز به رفتن به آن نقاط مجاز نيست . بدين ترتيب در بازار به زنانى با چادر كهنه و مستعمل برمى خوريم كه به هنگام صحبت كردن از طرز تكلم عالى آنان مىتوان به مقام بلندشان پى برد . گاه مىشود كه خانمى كه ظاهرا از طبقات پائين اجتماع است به خانهء طبيب اروپائى مىآيد و با او در باب يك بيمارى پنهانى مشورت مىكند ؛ طبيب نبض او را مىگيرد و فورا متوجه دست‌بند قيمتيش مىشود ؛ در آخرين سالهاى اقامتم در ايران اغلب مرا به خانه‌اى مىبردند و خانم از من مىپرسيد كه آيا او را مىشناسم يا نه و بعد مىگفت پيش من آمده و من او را معالجه كرده‌ام . طبيعى است كه زنان ايرانى نيز به زر و زيور از هر نوع و دست ، مثلا گوشواره ، سنجاق مخصوص نگاهداشتن روبنده ، دستبند و پابند ، دل - بسته‌اند . دست‌بند و پابند كه اغلب از مرواريد است به مچ دست يا پاى خانمهائى كه طرز راه رفتنشان ملاحت و دلربائى خاصى دارد و دست و پايشان نيز ظريف و زيباست جاذبهء خاصى مىبخشد . خانمهاى متشخص و از خانواده‌هاى برجسته اغلب تاج الماس گرانبهائى بر سر مىگذارند . رسم حلقه به پرهء بينى كردن فقط نزد بعضى از طوايف تاتار و افغان رواج دارد .